ابزار طراحی برنامه مداخله ملی به منظور پیشگیری و کنترل بیماری های غیر واگیر

1. ارزیابی جامع وضعیت

1.1مقدمه

یکی از اولین گام ها برای طراحی یک برنامه عملیاتی چندبخشی ملی بیماری های غیرواگیر (NCD MAP)، این است که از طریق فرآیند تحلیل وضعیت، درک درستی از نیازها، خطرات و مشکلات غالب کشور در حوزه ی سلامت بدست آورده شود.

تحلیل وضعیت چیست؟

تحلیل وضعیت، یکی از مؤلفه های حیاتی برای طراحی سیاست ها، برنامه ها و طرح های ملی مربوط به پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر و در کل، یک فرآیند جمع آوری اطلاعات است که انجام آن برای درک ویژگی های بار بیماری های غیرواگیر در یک منطقه ی خاص و ماهیت و میزان فعالیت هایی که ممکن است برای مقابله با این مشکل وجود داشته باشد؛ ضرورت دارد.

چرا باید تحلیل وضعیت انجام دهید؟

تحليل وضعيت، شناسايی اولويت ها برای انجام مداخله در مورد بیماری های غیرواگیر را هدايت می کند و تمام گام های زير در فرآيند برنامه ريزی را مشخص می نماید. این تحلیل، یک تصویر روشن، دقیق و واقعی از فرصت ها، منابع، چالش ها و موانع مربوط به بیماری-های غیرواگیر و عوامل تعیین کننده ی آن ها را ایجاد می کند. علاوه بر آن، نتایج چنین تحلیلی، اطلاعات اولیه ی لازم برای برنامه ریزی، پایش و ارزشیابی هر گونه مداخله ی سیاستی و برنامه ای را فراهم می نماید. کیفیت تحلیل وضعیت، بر موفقیت کل تلاش های ملی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر تأثیر می گذارد.

1.2 اطلاعات اجتماعی-دموگرافیک و اقتصادی

اپیدمی بیماری های غیرواگیر به وسیله ی نیروهای قدرتمندی از جمله سالمندشدن جمعیت، شهرنشینی سریع غیربرنامه ریزی شده و جهانی شدن سبک زندگی ناسالم به پیش رانده می شود. بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر آن ها به گونه ای نابرابر در بین جمعیت توزیع شده اند و این نابرابری ها باید مورد توجه قرار گیرد تا اطمینان حاصل شود که ترکیب اثربخشی از راه حل های سیاستی انتخاب شده است.

شاخص های جمعیت و سلامت (جدول 1) شامل اطلاعات پایه ای در هنگام ارزیابی وضعیت سلامت جمعیت است.

جدول1: نمونه ای از شاخص های سلامت و جمعیت

شاخص های هزینه های اقتصادی و سلامت شامل درآمد ناخالص ملی، نرخ تورم، هزینه های سلامت و غیره می شود.

عوامل اجتماعی تعیین کننده ی سلامت، شرایطی هستند که افراد در آن متولد می شوند؛ گروه بندی می شوند؛ زندگی می کنند؛ کار می کنند؛ پیر می شوند و سیستم هایی هستند که برای مقابله با بیماری مورد استفاده قرار می گیرند. این شرایط، به نوبه خود، مجموعه ی گسترده ای از نیروها شامل اقتصاد، سیاست های اجتماعی و سیاست-بازی را شکل می دهند. سلامت بهتر باعث افزایش رفاه، آموزش، انسجام اجتماعی، حفاظت از محیط زیست، افزایش بهره وری و توسعه ی اقتصادی می شود. در جایی که ارتقای وضعیت سلامت و عوامل تعیین کننده ی آن به یکدیگر بازخورد می دهند؛ مزایای متقابلی را فراهم می آورند و یک چرخه ی ارتقا شکل می گیرد.

بدون انجام اقدامات لازم روی عوامل اجتماعی تعیین کننده ی سلامت مانند سیاست های محلی حمل ونقل و مسکن؛ سیاست های مالیاتی، زیست محیطی، آموزشی و اجتماعی ملی؛ و سیاست های مالی، تجاری و کشاورزی جهانی نمی توان بیماری های غیرواگیر را به طور مؤثر از بین برد. درک و اصلاح عوامل اجتماعی تعیین کننده ی بیماری های غیرواگیر برای از بین بردن نابرابری ها در بیماری های غیرواگیر و سلامت بین گروه های مختلف اجتماعی الزامی است.

عوامل اجتماعی تعیین کننده ی سلامت باید به صورت منظم مورد پایش قرار گیرند و وارد تصمیمات سیاست گذاری شوند تا تأثیر سیاست ها مورد ارزشیابی قرار گیرد و در صورت لزوم، روش کار تغییر داده شود.

1.3 میزان و روند بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر

بیماری های غیرواگیر به عنوان یک تهدید واضح نه تنها بر علیه سلامت انسان ها، بلکه بر علیه رشد و توسعه اقتصادی مورد تأکید قرار گرفته اند. به عنوان علت اصلی مرگ در سراسر جهان، بیماری های غیرواگیر، 38 میلیون (68 درصد) از 56 میلیون مرگ در سال 2012 را موجب شده اند که بیش از 40 درصد از آن ها (16 میلیون نفر)، مرگ زودرس کمتر از 70 سال بوده اند. تقریباً سه چهارم تمامی موارد مرگ ناشی از بیماری های غیرواگیر (28 میلیون نفر) و اکثر مرگ های زودرس (82 درصد) در کشورهای کم درآمد یا با درآمد متوسط رخ داده است. نیمی از افرادی که در اثر بیماری های غیرواگیر مزمن می میرند؛ در ابتدای سال های مولد زندگی خود هستند و بدین ترتیب، ناتوانی تحمیل شده و زندگی های از دست رفته، امکان رقابت میان صنایع در سطح بین المللی را نیز با تهدید روبرو می کنند.

برای تعیین بزرگی مشکل بیماری های غیرواگیر در هر کشور یا منطقه، به اجزای زیر نیاز است:

  • سن و داده های خاص جنسی مربوط به عوارض و مرگ ومیر؛
  • شيوع عوامل خطر چندگانه در جمعيت، از جمله رژيم هاي غذایی ناسالم، مصرف محصولات دخانی، نبود فعاليت بدني و مصرف زیان بار الکل؛
  • در صورت امکان، تجزیه و تحلیل بیشتری بر اساس قومیت، درآمد، تحصیلات، موقعیت جغرافیایی (منطقه ای یا محلی) و غیره برای شناسایی گروه های آسیب پذیر و بسیار آسیب پذیر انجام می شود.
  • روندها (در صورت موجود بودن)؛
  • تاثیر کلی بر توسعه.

داده های مرگ ومیر، نشان دهنده ی تعداد مرگ ها بر اساس مکان، زمان و علت است. روش شناسی مورد استفاده برای اندازه گیری مرگ و میر بستگی به ظرفیت کشور دارد. تقویت ثبت احوال برای دستیابی به داده های با کیفیت مرگ ومیر ضروری است. با این حال، در صورتی که پوشش و/یا کیفیت ثبت احوال نامناسب باشد؛ استفاده از روش های جایگزین همانند کالبدشکافی کلامی به عنوان یک اقدام موقت، قابل قبول است.

جدول3: نمونه ای از علل اصلی مرگ* (یا میزان عوارض در شرایطی که داده های مرگ ومیر در دسترس نیستند)**

داده های مربوط به عوارض، اطلاعات مهمی را برای مدیریت نظام های ارائه ی خدمات سلامت، به ویژه برنامه ریزی و ارزشیابی ارائه ی خدمات فراهم می آورند. این داده ها برای تخمین بار بیماری ها، شکاف در ظرفیت نظام سلامت و شناسایی فرصت های از دست رفته در پیشگیری مفید هستند و اطلاعات ضروری برای ارزشیابی کیفیت مراقبت ها و برآورد هزینه های تحمیل شده توسط بیماری های غیرواگیر بر نظام سلامت و افراد را نیز فراهم می کنند.

روش های اصلی برای جمع آوری داده های مربوط به بیماری ها شامل نظام ثبت بیماری های مبتنی بر جمعیت، نظام ثبت مبتنی بر بیمارستان، پیمایش های مقطعی، مطالعات همگروهی، تکنولوژی پیوند بین نظام های ثبت با استفاده از داده های نظام های سلامت که به طور منظم جمع آوری می شوند و داده های نظام های اجرایی هستند.

نظام های ثبت سرطان اهمیت دارند چرا که تعیین نوع و درجه ی سرطان ها برای برنامه ریزی در مورد ارائه ی خدمات سلامت، کیفیت ارزیابی مراقبت ها و برنامه های پیشگیری ضروری است. بنابراین، ثبت سرطان در چارچوب پایش جهانی بیماری های غیرواگیر گنجانده شده است. گنجاندن شاخص های سکته حاد میوکارد، سکته مغزی، بیماری انسدادی مزمن ریوی، آسم، دیابت، بیماری های کلیوی و کبدی باید بنا بر ظرفیت فنی و اقتصادی کشور و همچنین، اولویت بندی این شرایط صورت بگیرد. داده های پیمایش ها و/ یا بیمارستانی برای این شاخص های بیماری توصیه می شود.

منابع داده ها

بروز بیماری می تواند از طریق نظام های ثبت بیماری های مبتنی بر جمعیت و/یا نظام های ثبت مبتنی بر بیمارستان ارزیابی شود. برای محاسبه ی میزان بروز از روی داده های نظام های اجرایی و سلامت که به طور روتین جمع آوری می شوند؛ می توان از تکنولوژی پیوند نظام های ثبت استفاده کرد. میزان شیوع عوامل خطر اصلی بیماری های غیرواگیر را می توان از طریق پیمایش های WHO STEPS، پیمایش های مربوط به محصولات دخانی یا پیمایش های مشابه در حوزه ی سلامت که معرف این میزان در سطوح ملی یا فروملی هستند؛ برآورد کرد. میزان های بقا و مرگ از تحلیل های آماری صورت گرفته روی داده های نظام ثبت بیماری ها و داده های بیمارستانی مشتق می شوند.

بیماری های غیرواگیر، بیماری هایی پیچیده و چندعاملی هستند و عوامل خطر اصلی آن ها عبارتند از:

  • رژیم غذایی ناسالم
  • نبود فعالیت بدنی
  • مصرف محصولات دخانی
  • مصرف زیان بار الکل

این عوامل خطر، ریشه در الگوهای زندگی ناسالم و محیط هایی دارند که مردم در آن زندگی، بازی و کار می کنند.

Table 4:Example of prevalence (%) of risk factors

1.4 استراتژی ها، سیاست ها، برنامه ها و طرح های موجود

مؤلفه ی اساسی یک تحلیل وضعیت، جمع آوری اطلاعات مربوطه تا حد ممکن است تا سطحی از درک در مورد فعالیت های فعلی ای که در رابطه با پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر انجام می شود؛ ایجاد شود. برای تحلیل وضعیت ملی یا منطقه ای، ارزیابی ماهیت و میزان فعالیت ها (یا فقدان آن) در میان بخش های مختلف، از اهمیت برخوردار است. بخش های زیر، عناصر کلیدی ای که باید در نظر گرفته شود را توصیف می کند.

بررسی مداوم

برای بررسی بهترین عملکردها و تجارب کشور در پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر باید بررسی های مستمر انجام شود؛ به گونه ای که مطابق با ظرفیت فنی و مالی آن کشور باشد. این بررسی باید موارد زیر را در نظر داشته باشد:

  • ارزیابی مداخلات مبتنی بر شواهد موجود و تجربه ی پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر، از جمله طرح های مبتنی بر جامعه؛
  • شناسایی روش ها و عملکردهای مورد استفاده برای ارائه ی خدمات سلامت؛
  • شناسایی موضوعات مهم و شکاف های کلیدی موجود در دانش، منابع و مدیریت که باید به منظور پیشبرد برنامه های ملی پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر مورد توجه قرار گیرد؛
  • بررسی تأثیر بیماری های غیرواگیر بر توسعه ی اقتصادی و اجتماعی؛
  • • ارائه ی اطلاعات و راهنمایی در مورد طراحی، پیاده سازی و ارزشیابی سیاست ها و طرح های ملی پایدار و مؤثر برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر.

یک مؤلفه ی مهم تحلیل وضعیت، بررسی وضعیت موجود سیاست ها، استراتژی ها، برنامه های عملیاتی، طرح ها و دستورالعمل های مرتبط با بیماری های غیرواگیر در کشور است که می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • قوانین، مقررات و احکام وزارتی؛
  • تمامی استراتژی های ملی توسعه و سلامت؛
  • سیاست ها، استراتژی ها، برنامه ها، طرح ها و دستورالعمل های فرموله شده و پیاده سازی شده توسط وزارت بهداشت در واکنش نسبت به پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر؛
  • سیاست ها، استراتژی ها، برنامه ها و طرح های سایر وزارتخانه های دولتی که در حمل و نقل، کشاورزی، آموزش و حوزه ی مالی فعالیت می کنند و تأثیر قابل توجهی (منفی یا مثبت) بر سلامت جمعیت و بیماری های غیرواگیر دارند؛
  • دستورالعمل های فنی

خدمات سلامت

ارزیابی ظرفیت بخش سلامت، یک عامل کلیدی برای تعیین توانایی کشور برای مقابله با پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر است. مهم است که هم ظرفیت بخش دولتی و هم ظرفیت بخش خصوصی سلامت در رابطه با پیشگیری و مدیریت بیماری های غیرواگیر مد نظر قرار گیرد. برای هر دو مورد، مؤلفه های زیر نیاز به ارزیابی دارند:

  • زیرساخت های فیزیکی و سازمانی
  • تجهیزات، داروها و تکنولوژی مناسب
  • تعداد و میزان آموزش به کارکنان مربوطه
  • • در دسترس بودن دستورالعمل های عملی برای شرایط خاص و مدیریت عوامل خطر بیماری های غیرواگیر
  • توزیع خدمات و کارکنان
  • دسترسی به خدمات برای بیماری های مزمن

ارزیابی خدمات مراقبت های اولیه نیز مورد نیاز است:

  • ارتقای سلامت و پیشگیری اولیه
  • مراقبت
  • مدیریت عوامل خطر
  • درمان بیماری های غیرواگیر اصلی
  • مراقبت های تسکینی و مراقبت در منزل
  • آموزش بیمار، مراقبت از خود
  • مشاوره

نظام های اطلاعات سلامت

تحلیل وضعیت باید ارزیابی کند که نظام های اطلاعات سلامت تا چه میزان صلاحیت لازم برای فراهم آوردن داده های باکیفیت را دارند. علاوه بر آن، ارزیابی ظرفیت استفاده و تحلیل داده های موجود نیز یک عنصر مهم است.

اطلاعات ملی سلامت به طور عمده از منابع زیر منتج می شود: نظام گزارش دهی ملی سلامت، نظام ثبت بیماری ها، پیمایش های منظم یا نامنظم، نظام مراقبت از بیماری ها یا مرگ ومیر ناشی از بیماری های خاص یا شیوع عوامل خطر.

منابع مالی

تحلیل وضعیت باید منابع مالی بالقوه برای حمایت از سیاست ها و طرح های بیماری های غیرواگیر و امکان حمایت مالی و غیرمالی از سایر بخش ها و ذی نفعانی که علاقه مند به حوزه سلامت هستند را مد نظر قرار دهد. از جمله ی این بخش ها و ذی نفعان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ادارات و نهادهای دولتی
  • سازمان های مردم نهاد ملی و بین المللی
  • نهادهای اعطاکننده ی منابع مالی به پژوهش ها
  • مؤسسات خیریه سلامت
  • سازمان های بشردوستانه ملی و بین المللی
  • بخش خصوصی مانند شرکت های بیمه گر

ظرفیت پژوهش

یک سیاست و برنامه ملی بیماری های غیرواگیر باید مبتنی بر شواهد باشد. رفع شکاف های موجود در این شواهد می تواند تا حد زیادی از طریق انجام پژوهش های کاربردی مبتنی بر سیاست میسر شود. بنابراین، تحلیل وضعیت باید تا حد امکان، شامل ارزیابی ظرفیت تحقیقاتی ای باشد که می تواند به طور بالقوه، حمایت از پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر را تحت کنترل درآورد.

پژوهش و الزامات پژوهشی هر کشور، خاص همان کشور هستند. ارتباطات و پیوندهای میان جامعه ی پژوهشی، تصمیم گیرندگان و مدیران باید از تمامیت برخوردار باشد. این افراد، کسانی هستند که به شواهدی نیاز دارند تا از شکاف های شناسایی شده طی تحلیل وضعیت باخبر شوند. تحلیل وضعیت می تواند شامل ارزیابی پژوهش های پایه ای، بالینی، اپیدمیولوژیک و عملیاتی باشد و نیز می تواند گروه های جمعیتی و شرایط خاص را هدف قرار دهد. این تحلیل باید اطلاعاتی در مورد شکاف های ممکن در آموختن پژوهش، طراحی روش شناسی (متدولوژی) و چگونگی استفاده از نتایج پژوهش و انتشار آن را ارائه دهد.

ظرفیت جامعه

ارزیابی ظرفیت جامعه، حوزه های زیر را شامل می شود:

  • آگاهی عمومی و سواد سلامت در مورد پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر؛
  • وجود شبکه های حمایتی، به عنوان مثال، انجمن های بیماران؛
  • وجود محیط های حمایتی محلی، به عنوان مثال، طرح های مدارس و ابتکارات و تسهیلات شهری یا محلی، از جمله امکانات تفریحی؛
  • عرضه خدمات حمایتی، از جمله تأمین آب و بهسازی؛
  • انجام اقدامات ایمنی کافی در محیط محلی؛
  • وجود رهبران و قهرمانان جامعه برای کمک به ایجاد انگیزه برای تغییر رفتار.

پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر، نیازمند طیفی از نقش آفرینان برای ارائه ی واکنش مؤثر است. در سطح ملی، مشارکت و همکاری های چند-ذی نفعی ضروری است زیرا در اکثر بودجه های ملی و محلی، منابع برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر محدود است. ارزیابی مشارکت بخش های غیرمرتبط با حوزه ی سلامت در زمینه پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر شامل موارد زیر است:

  • وجود مشارکت یا همکاری برای پیاده سازی فعالیت های کلیدی بیماری های غیرواگیر در سطح ملی، مانند حمایت همه جانبه و افزایش آگاهی، تأمین مالی و بسیج منابع، ظرفیت سازی و طراحی محصول و نوآوری
  • سازوکارهای موجود برای همکاری و هماهنگی بین بخش های مختلف
  • توصیف سازمان های مردم نهاد، بخش های خصوصی، سازمان های خیریه، بنیادها و غیره، از نظر شبکه ها، همکاری ها، فعالیت ها، مشارکت ها، منافع و تأثیرات آن ها.
1.5 تلفیق یافته ها

گزارش تحلیل وضعیت باید یک رویکرد تحلیلی را با استفاده از داده های خاص کشور فراهم آورد تا میزان بزرگی مشکل، روند آینده ی پروژه و ارزیابی عوامل مؤثر بر این روند را مستند کند.

پیام کلیدی

  • تحلیل وضعیت، مؤلفه ا ی ضروری برای طراحی برنامه عملیاتی کشوری است تا بار بیماری های غیرواگیر و فعالیت هایی که ممکن است برای مقابله با این مشکل وجود داشته باشد؛ فهمیده شود.
  • داده های خاص سنی و جنسی مربوط به میزان عوارض و مرگ ومیر، اساس نظام های اطلاع رسانی برای تعیین اندازه ی بار بیماری های غیرواگیر هستند که به موجب آن باید داده های ممکن، بر اساس وضعیت اجتماعی-اقتصادی، قومیت و سایر متغیرهای مربوطه برای ارزیابی نابرابری ها در بیماری های غیرواگیر تحلیل شود.
  • شيوع عوامل خطر بیماری های غیرواگیر در جمعیت، از جمله رژيم هاي غذایی ناسالم، مصرف محصولات دخانی، مصرف زیان بار الکل و نبود فعاليت بدني بايد مورد توجه قرار گيرد.
  • مؤلفه ی حیاتی تحلیل وضعیت، جمع آوری اطلاعات در مورد فعالیت های جاری در رابطه با پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر است.
  • برای تحت کنترل درآوردن ظرفیت جمعی تمامی ذی نفعان یک جامعه که بر عوامل تعیین کننده ی سلامت تأثیر می گذارند؛ انجام ارزیابی های لازم برای شناسایی ذی نفعان ضروری است.
  • تحلیل وضعیت، به تلفیق نظام مند تمامی اطلاعات جمع آوری شده نیاز دارد.
  • تحلیل وضعیت، داده های پایه ای ضروری برای برنامه ریزی، پایش و ارزشیابی مداخلات سیاستی و برنامه ای را فراهم می کند.

چک لیست زیر، عناصر گزارش در مورد تحلیل وضعیت را فراهم می کند:

  1. مقدمه
  2. روش جمع آوری داده ها و تحلیل نتایج
  3. خلاصه ای از مشخصات کشور
    • جمعیت و شاخص های کلیدی سلامت
    • شیوع سنی و جنسی عوامل خطر
    • اقتصاد و هزینه های سلامت
  4. یافته های اصلی
    • مسائل مربوط به وضعیت بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر
    • واکنش ها نسبت به بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر (قوانین، مقررات، سیاست ها، استراتژی ها، برنامه ها، طرح ها، دستورالعمل های فنی و غیره)
    • ظرفیت کشور (ساختار ملی برای بیماری های غیرواگیر، منابع انسانی و مالی و غیره)
    • ذی نفعان کلیدی و بخش های درگیر
  5. زمینه های بحث
    • روند وضعیت بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر
    • مقایسه با سایر کشورها و اعداد منتشرشده در سطح بین المللی
    • شناسایی شکاف ها و چالش ها و همچنین، نقاط قوت و دستاوردها در زمینه پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر در نظام ارائه خدمت
    • پیامدهای عدم اقدام در مقابل انجام اقدامات لازم به منظور پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر
  6. نتیجه گیری ها و پیشنهادات
    • باید مختصر و مشخص باشد؛
    • باید انتظارات واقع بینانه را منعکس کند؛
    • باید به ترتیب اولویت باشد (پیشنهادات).
Resource

Resource

Lorem Ipsum is simply dummy text of the printing and typesetting industry. Lorem Ipsum has been the industry's standard dummy text ever since the 1500s, when an unknown printer took a galley of type and scrambled it to make a type specimen book. It has survived not only five centuries, but also the leap into electronic typesetting, remaining essentially unchanged. It was popularised in the 1960s with the release of Letraset sheets containing Lorem Ipsum passages, and more recently with desktop publishing software like Aldus PageMaker including versions of Lorem Ipsum.
2.1 معرفی

واکنش ملی نسبت به بیماری های غیرواگیر نمی تواند فقط از سوی بخش سلامت صورت بگیرد. اعلامیه سیاستی سال 2011 درباره بیماری های غیرواگیر، خواستار تقویت و تسهیل اقدامات چندبخشی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر از طریق انجام مشارکت های مؤثر بوده است. کشورهای عضو باید یک سازوکار چندبخشی ملی سطح بالا برای برنامه ریزی، هدایت، پایش و ارزشیابی تصویب یک سیاست ملی در مورد بیماری های غیرواگیر فراهم کنند. با توجه به ماهیت پیچیده ی بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر آن ها، توافق چنین طیف وسیعی از ذی نفعان در مورد مفاهیم و راه حل های مربوطه، به ندرت ساده است. حصول اطمینان از این که اقداماتی که در یک برنامه ملی بیماری های غیرواگیر وجود دارد؛ به طور روشن و مشخص به سازمان یا بخش مسئول آن واگذار شده است نیز اهمیت دارد. پیاده سازی این استراتژی باید توسط سازمانی نظارت شود که قادر به حسابرسی از سازمان های مسئول باشد.

این بخش دو جنبه مکمل را در نظر می گیرد:

  1. مشارکت ذی نفعان: شناسایی ذی نفعان درگیر (چه کسی) در طراحی سیاست ها و طرح های ملی بیماری های غیرواگیر و انتخاب بهترین روش های تعامل (چگونگی)؛
  2. گزینه ها برای سازوکارهای حاکمیتی چندبخشی: نمونه هایی از انواع سازوکارها و سازه هایی که می توانند برای اطمینان از رهبری واضح، مشارکت دائمی ذی نفعان و اجرای مؤثر یک استراتژی یا برنامه عملیاتی چندبخشی ملی در مورد بیماری های غیرواگیر استفاده شوند.
2.2 مشارکت ذینفعان

مقدمه

ذینفع چیست؟

ذینفع، یک فرد، گروه یا سازمان است که بر استراتژی یا برنامه عملیاتی، تأثیر یا نفوذ دارد. ذینفعان اولیه یا بهره برداران، افرادی مانند اعضای جامعه هستند که در نهایت، تحت تأثیر قرار میگیرند. ذینفعان ثانویه، افراد یا سازمانهایی هستند که در پیادهسازی برنامه درگیر هستند مانند پزشکان عمومی، مقامات وزارت بهداشت، مقامات وزارت آموزش و پرورش یا کارمندان سازمانهای مردم نهاد.

چرا مشارکت ذینفعان مهم است؟

مشارکت ذینفعان میتواند به عنوان تلاش های یک سازمان برای شناخت و جلب مشارکت ذینفعان و دغدغه های آنان در مورد فعالیتها و فرآیندهای تصمیم گیری آن سازمان توصیف شود. مشارکت ذینفعان از این نظر اهمیت دارد که دارای مزایای واقعی روی میزان پیامدهای پایدار، مالکیت، مشارکت و دستیابی به اهداف بلندمدت برنامه است. برنامه ها و طرح هایی که با مشارکت ذینفعان اجرا نمیشوند؛ با خطر واقعی عدم دستیابی به اهداف بلندمدت خود روبرو میشوند. سوال اساسی در رابطه با مشارکت ذینفعان این است که: چرا ذینفعان به درگیر شدن در امر پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر و ارتقای سلامت و رفاه تمایل دارند؟ درگیرشدن ذینفعان در این امر میتواند ناشی از ملغمه ای از نوع دوستی، سرمایه گذاری، اجبار یا تمایل به حفظ موقعیت بازار نسبت به رقبا باشد یا آن که این افراد، از مزایای بالقوهی این درگیری بهره مند میشوند. پس از مشارکت، حفظ مشارکت و انگیزه ی ذینفعان در سطح بالا، از اهمیت برخوردار است.

رهنمودهایی برای مشارکت ذینفعان

هدف از این بخش، ارائه توصیه های واضح و ساده در مورد «چه کسی» و «چگونگی» مشارکت با ذینفعان و فراهم آوردن ابزارهای لازم و منابع بیشتر برای انجام این فعالیت است. مطالعات موردی در مورد چگونگی انجام عملی این فعالیت نیز گنجانده شده است. این که به طور دقیق، کدامیک از ذینفعان مشارکت داده میشوند؛ تعداد آنان به چه میزان است و موفقترین شیوه های مشارکت آنان، به نوع سیاست یا طرح بستگی دارد.

استقرار یک استراتژی مشارکت

اولین گام این است که یک استراتژی در مورد چگونگی برقراری بهترین ارتباط با ذی نفعان مختلف و حفظ مشارکت و انگیزه برای برنامه های پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر طراحی شود. سئوالات کلیدی زیر باید پرسیده شود:

  1. آیا منافع تمامی شرکا مد نظر قرار گرفته است؟
  2. آیا در میان ذی نفعان، رشته های مختلفی از قبیل بیماری های غیرواگیر، عوامل خطر، ارائه خدمات سلامت، علوم زیست پزشکی، اقتصاد، دیگر علوم اجتماعی، آموزش و سلامت عمومی وجود دارد؟
  3. آیا سیاست گذاران به اندازه کافی مشارکت دارند؟
    • اگر چنین است؛ مشارکت آنان به چه میزان است؟
    • آیا از کیفیت مشارکت آنان راضی هستید؟ - تصمیم گیرندگان مهم معمولاً بیش از آن مشغله دارند که به عنوان شرکت کننده فعالیت داشته باشند و اغلب، جانشینان آنان نیز کمتر در این نقش، اثربخش هستند.
    • اگر کیفیت مشارکت رضایت بخش نبوده است؛ چه سازوکاری از بالا، برای تأمین مشارکت آنان اندیشیده شده است؟
  4. آیا بخش خصوصی و سازمان های غیردولتی به درستی مشارکت می کنند؟ - ممکن است لازم باشد که فهرستی از تمام بخش های خصوصی شامل ارائه دهندگان خصوصی خدمات سلامت و سازمان های مردم نهادی که در زمینه بهداشت و درمان مشغول به کار هستند؛ تهیه شود تا از مشارکت مناسب آنان اطمینان حاصل گردد. با این حال، محصولات دخانی، الکل، صنایع غذایی و داروسازی، به عنوان سیاست گذار در نظر گرفته نمی شوند تا از تضاد منافع جلوگیری شود.
  5. آیا مشارکت کافی جامعه وجود دارد؟ - مهم است که از اعطای اعتبار به اقلیت نخبه ای که نیازهای فقرا، افراد بی سواد، زنان، کودکان و دیگر گروه های محروم را نادیده می گیرند؛ اجتناب شود.

روش ها و رویکردهای همکاری با ذی نفعان

بسیاری از روش ها و ابزارها برای مشارکت ذی نفعان از جمله جلسات عمومی، گروه های متمرکز، کارگاه های آموزشی، مصاحبه های چهره به چهره، مصاحبه ها و پرسشنامه های تلفنی و وب سایت ها وجود دارد.

مرحله 1. رتبه بندی گزینه های کلیدی

ابتدا، اعضای گروه، فهرستی از گزینه های کلیدی که نگرانی های خاص آنان را پوشش می دهد؛ تهیه می کند. تسهیل گر می تواند در پاسخ به سئوالات مطرح شده در مورد موضوع، اطلاعات فنی خاص را ارائه دهد و به مشارکت کنندگان برای رتبه دادن به نگرانی های خود کمک کند. رتبه بندی باید بنا بر نظرات گروه باشد؛ بدون آن که توسط تسهیل گر تحت فشار قرار گرفته باشند. اگر تعداد گزینه های رتبه بندی شده زیاد باشد؛ تسهیل گر می تواند با ایجاد یک فهرست اولویت بندی، به گروه کمک کند. یک فهرست رتبه بندی برای مشارکت با ذی نفعان در شش ماه آینده باید شامل موارد زیر باشد:

  • ایجاد یک نیروی کار ملی
  • ایجاد یک کمیته فروملی
  • دعوت از رهبران فروملی بیماری های غیرواگیر برای حضور در جلسه

اکنون، این اطلاعات باید به تصمیمات و اقدامات تبدیل شود که این کار از طریق ایجاد یک ماتریس تصمیم گیری (به جدول 10 مراجعه کنید) برای ایجاد تغییرات مثبت در حوزه های اولویت بندی شده حاصل می شود.

مرحله 2. تصمیمات در مورد اقدامات کلیدی مورد انجام

پس از آن، از این گروه خواسته می شود که در مورد چگونگی بهبود وضعیت رتبه بندی هر موضوع تصمیم گیری کنند. هدف ابتدایی، شناسایی عملی ترین اقدامات برای بهبود وضعیت موجود رتبه بندی و پس از آن، ارائه ی یک استراتژی دقیق تر در مرحله 3 است که فعالیت های لازم را مشخص می کند. این اطلاعات در ستون 2 ماتریس تصمیم گیری قرار می گیرد. سئوالات و تصمیمات مربوط به اقدامات کلیدی ای که باید در مورد اولین گزینه ی رتبه بندی شده در مرحله 1 (ایجاد یک نیروی کار ملی) انجام شود؛ شامل موارد زیر است:

  • نقش و موقعیت شخص در بخش/ دپارتمان/ واحد او چیست؟
  • راه دستیابی به او چگونه است؟
  • منافع خاص خود او برای شرکت در این گروه/ نیروی کاری چیست؟
  • اهداف بلندمدت او کدامند؟
  • آیا اهداف بلندمدت او با اهداف بلندمدت گروه/ کارگروه مطابقت دارد؟

مرحله 3. تصمیمات در مورد فعالیت های کلیدی برای هر اقدام

پس از آن، از گروه درخواست می شود که عملی ترین اقداماتی که می تواند انجام شود را در نظر بگیرد و به طور ویژه، فعالیت های لازم برای بهبود و تنظیم یک چارچوب زمانی واقعی را مرتب کند. این موارد در ستون 3 ماتریس قرار می گیرند. در ادامه ی مثال مرحله ی 2، فعالیت هایی که باید برای اجرای اقدامات مشخص شده انجام شوند؛ عبارتند از:

  • شناسایی ذی نفعان کلیدی؛
  • تحلیل منابع ذی نفع؛
  • تحلیل نقش های ذی نفع.

مرحله 4. شناسایی منابع

پس از آن، گروه باید منابع لازم برای اجرای اقداماتی که شناسایی کرده اند را تعیین کند. برای انجام اقدامات، به منابع زیر نیاز است:

  • در دسترس بودن ذی نفعان؛
  • پول برای پرداخت هزینه ی فعالیت ها، حمل و نقل، مخارج روزانه و غیره؛
  • دسترسی به مستندات مربوطه؛
  • تأمین تسهیلات؛
  • تسهیل گر برای انجام تحلیل ها.

ماتریس تصمیم گیری

استراتژی تصمیم گیری را می توان با استفاده از یک ماتریس ساده انجام داد که در آن، «مقوله ی رتبه بندی شده» در ستون سمت راست قرار دارد و به دنبال آن، به ترتیب، ستون های تصمیمات کلیدی، فعالیت های کلیدی و منابع قرار دارند. این ماتریس معمولاً وظایف یا مسئولیت های خاصی را در یک دوره ی زمانی تنظیم می کند. به عنوان مثال، در جدول 10، مدت زمانی که برای ایجاد یک نیروی کار ملی در نظر گرفته شده، شش ماه بوده است. علاوه بر آن، این ماتریس، منابع مورد نیاز برای انجام این وظایف و مسئولیت ها را طی مدت زمان مورد توافق مشخص می کند.

جدول10: ماتریس تصمیم گیری

گام1. اولویت گام2. تصمیمات/ سئوالات کلیدی گام3. فعالیت های کلیدی گام4. منابع
ایجاد یک نیروی کار ملی نقش و موقعیت فرد در بخش/ دپارتمان/ واحد او چیست؟ شناسایی ذی نفعان کلیدی در دسترس بودن ذی نفعان
راه دستیابی به او چگونه است؟ تحلیل منابع ذی نفع پول برای پرداخت هزینه ی فعالیت ها، حمل و نقل، مخارج روزانه و غیره
منافع خاص او برای مشارکت در نیروی کار/ کارگروه ها چیست؟ تحلیل نقش های ذینفع دسترسی به مستندات مربوطه
اهداف بلندمدت او کدامند؟ تأمین تسهیلات
آیا اهداف بلندمدت او با هدف بلندمدت مشترک نیروی کار/ کارگروه مطابقت دارد؟ تسهیل گر برای انجام تحلیل-ها

Checklist: Identification of Stakeholders

  1. Are the interests of all partners represented?
  2. Among the researchers are various disciplines represented, e.g., NCDs, risk factors, health service delivery, biomedical sciences, economics, other social sciences, education, public health?
  3. Are the policy makers adequately represented?
    • If so, what level of representation?
    • Are you happy with the quality of representation? Usually the top decision-makers are too busy. They may choose to send people who are too junior for effective decision-making.
    • If not, what mechanism do you have to ensure credible representation from the top?
  4. Are the private sector and NGOs adequately represented? It may be necessary to obtain a listing of all private sectors including private health care providers and NGOs working in health to ensure adequate representation.
  5. Is there sufficient community representation? Avoid the trap of accrediting an elite minority that ignores the needs of the poor, illiterate, women, children and other disadvantaged groups.
2.3 کدام نوع از سازوکارهای حاکمیتی برای موفقیت استراتژی بیماری های غیرواگیر ضروری است؟

برای کشورهای عضو، ضروری است که با همکاری مؤثر بخش های خارج از حوزه سلامت، یک سازوکار چندبخشی ملی سطح بالا را برای برنامه ریزی، هدایت، نظارت و ارزیابی قانونی شدن سیاست های ملی طراحی کنند. این بخش، برخی از گزینه ها برای سازوکارها و ساختارهای حاکمیتی به منظور حصول اطمینان از رهبری روشن، مشارکت مستمر ذی نفعان و اجرای مؤثر یک استراتژی یا برنامه عملیاتی چندبخشی ملی بیماری های غیرواگیر را توصیف می کند. مشارکت ذی نفعان با تصویب یک استراتژی ملی متوقف نخواهد شد. ضروری است مشخص شود که چه نوع سازوکار یا ساختارهای حاکمیتی ای برای اطمینان از عملی بودن فعالیت ها و اهداف کوتاه مدت استراتژی، مورد نیاز است. فرآیند مشارکت ذی نفعان مشخص شده در بالا، در مورد چگونگی مد نظر قرار دادن این گزینه ها بحث می-کند و می تواند توسط ذی نفعان مربوطه مورد توجه و تصمیم گیری قرار گیرد.

انواع سازوکارها و ساختارها را می توان برای فعالیت های پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیراستفاده کرد که طیفی از ذی نفعان را دربرمی گیرد1: 1

  • پیوندهای وزرا- این امر به همکاری وزرا با یکدیگر در سطح کابینه، از طریق انواع ساختارها و فرآیندهای مختلف اشاره دارد. پیوندهای وزرا می توانند از نظر شدت و زمان متفاوت باشند و فعالیت هایی فراتر از اتخاذ تصمیم های مشترک در سطح کابینه را شامل شوند. طرفین این پیوند را می توانند تمام یا تعدادی از وزرای منتخب تشکیل دهند و ممکن است بر یک مسئله ی سیاستی واحد یا کل دستور کار دولت متمرکز شوند. رهبری این پیوند را می تواند نخست وزیر یا وزیر دیگری بر عهده داشته باشد.

  • کمیته ها و دبیرخانه های کابینه- بعضی از دولت ها می توانند از سازوکارهای غیررسمی تری برای تسهیل مشارکت بین اداره ای استفاده کنند. کمیته های کابینه بدین دلیل تشکیل می شوند که بتوانند گفت و گوها را تسهیل کنند و به توافق در مورد مسائل سیاستی مشترک برسند. دبیرخانه های کابینه، تصمیم گیری جمعی از سوی تمامی وزرای دولت را هماهنگ و تسهیل می کنند.

  • کمیته های مجلس- مجلس می تواند از طریق تشکیل کمیته های مجلس، در انجام اقدامات چندبخشی در مورد بیماری های غیرواگیر سهیم باشد. هنگامی که کمیته های مجلس شامل تمامی احزاب باشد؛ موجب تشویق رویکرد مبتنی بر رضایت طرفین می شود. این کمیته ها می توانند تأثیر بالقوه ی یافته ها را افزایش دهند و علیرغم تغییر دولت، از بقای موضوعی که به عنوان یک اولویت سیاسی شناخته شده است؛ حمایت کنند.

  • کمیته ها و واحدهای بین اداره ای- این کمیته ها در سطح بوروکراتیک عمل می کنند و هدف آن ها این است که موجب جهت گیری مجدد وزارتخانه ها حول یک اولویت مشترک شوند. هم کارکنان کمیته ها و هم کارکنان واحدهای بین اداره ای معمولاً در استخدام دولت هستند. ارزش چنین کمیته ها و واحدهایی این است که یک فوروم منحصر به فرد را برای حل مشکلات و انجام بحث ها فراهم می آورند که به نوبه ی خود، منجر به کاهش هزینه های اجرایی به دلیل مشارکت ادارات متأثر از یک موضوع، در امر تصمیم گیری می شود.

  • بودجه ی مشترک- بودجه ی مشترک، صرف نظر از ماهیت اجباری یا داوطلبانه ی آن، شامل انواعی از تجمیع منابع مالی دولت می شود. این نوع بودجه، به ویژه هنگامی جذابیت دارد که اداره ای قصد انجام اقدامات مشترک در حوزه ی سلامت را دارد اما دارای بودجه ی اختصاصی برای موضوعات مرتبط با سلامت نیست. تا به امروز، بسیاری از ابتکارات در مورد بودجه ی مشترک، بر رفع نیازهای گروه های جمعیتی ای تمرکز است که به سادگی قابل تشخیص بوده اند.

  • تأمین مالی دارای مجوز- این مورد، نمونه ای از تأمین مالی فراتر از دولت است که معمولاً توسط قانون حمایت می شود و به یک نهاد قانونی نیمه مستقل، به عنوان مثال، یک سازمان ارتقادهنده ی سلامت اختصاص می یابد. تأمین مالی دارای مجوز می تواند بودجه لازم برای طرح ها و پروژه های میان بخشی را فراهم آورد.

  • مشارکت عموم مردم- از مشارکت عموم مردم، اغلب در پی نارضایتی از سیاست گذاری سنتی، به ویژه در برخی از مباحث پیچیده ی سلامت مردم استفاده می شود.

  • مشارکت ذی نفعان- این مشارکت، یک اقدام حاکمیتی همکارانه است که توسط نهاد ها یا مؤسسات دولتی آغاز می شود و به طور رسمی، شامل نفش آفرینان غیر دولتی ای است که به طور مستقیم در تصمیم گیری دخالت ندارند.

  • شراکت های دولتی-خصوصی (PPP)- ایجاد شراکت های دولتی-خصوصی به عنوان ساختارهای حاکمیتی، روابط بین صنعت و بخش دولتی را سامان می دهد که می تواند منافع صنایع، دولت و جامعه مدنی (برای مثال، پلتفرم اتحادیه اروپا برای اقدام در زمینه ی رژیم غذایی، فعالیت بدنی و سلامت) را تلفیق کند. مشارکت های دولتی و خصوصی، اغلب برای رفع یک چالش خاص سلامت طراحی می شوند و در کل، به دنبال بهبود برخی از ابعاد زیرساخت های سلامت هستند. کشورها باید تناسب این مدل ها با شرایط ملی خود را در نظر داشته باشند. می توان چندین گزینه را به طور همزمان دنبال کرد. اطلاعات دقیق تر را می توان در منابع سازمان بهداشت جهانی که در زیر درج شده اند؛ پیدا کرد. در برخی از کشورها ممکن است سازوکارهای مذکور به حمایت رسمی نیاز داشته باشند تا فرآیندهای تصمیم گیری، همکاری و هماهنگی تسهیل شود. این حمایت رسمی می تواند در قالب وضع یک قانون یا مقررات در مورد ترکیب و عملکرد سازوکارها صورت بگیرد. برای انجام فعالیت ها، بودجه نیز لازم است.

1 1 اقتباس از سازمان بهداشت جهانی بنا بر اطلاعات رصدخانه اروپا در سیاست های نظام های سلامت (2012)

در جایی که ساختار خاصی وجود ندارد؛ وزارت بهداشت برای طراحی یک سازوکار ملی یا فروملی، باید ابتدا، یک گروه راهبری بین بخشی را تشکیل دهد که هم ظرفیت پاسخگوئی به بخش سلامت و دیگر بخش ها و هم ظرفیت نظارت و ارزشیابی را داشته باشد. این گروه راهبری می تواند پیشنهادهایی را برای ایجاد ساختارهای ملی یا منطقه ای، و همچنین، برای فرآیندهایی که باید طراحی شوند و پیامدهای مورد انتظار ارائه دهد.

پس از ایجاد یک سازوکار ملی، موفقیت آن بستگی به ظرفیت آن برای متقاعدکردن تصمیم گیرندگان از مزایای حاصل از پیگیری رویکردهای جامع و یکپارچه برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر دارد. این امر را می توان با حمایت از گروه راهبری در قالب «اراده سیاسی» و «انعطاف پذیری مالی» تسهیل کرد.

در برخی از کشورها، معمولاً ساختارهای اصلی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر عبارتند از:

(1) واحد/ دپارتمان ملی بیماری های غیرواگیر (معمولاً در وزارت بهداشت)؛

(2) کارگروه های فنی/ نیروهای کار؛

(3) کمیته راهبری ملی (به ریاست وزارت بهداشت یا سطح بالاتری از دولت مانند نخست وزیر)؛

(4) کمیته علمی یا کارشناسی.

(1) واحد/ دپارتمان ملی بیماری های غیرواگیر

یک واحد یا دپارتمان ملی بیماری های غیرواگیر می تواند مسئول طراحی یا بازنگری در مورد سیاست ها، برنامه ها یا طرح های پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر باشد. این مسئولیت ها عبارتند از:

  • رهبری، نظارت و هماهنگی فرآیندها؛
  • ارائه ی پشتیبانی های فنی و دبیرخانه ای؛
  • تهیه اطلاعات زمینه ای برای اطلاع رسانی در مورد فرآیند برنامه ریزی، به عنوان مثال، وضعیت و واکنش نسبت به بیماری-های غیرواگیر در کشور؛
  • • هماهنگی، شبکه سازی و بسیج سایر وزارتخانه ها و نهاد ها؛
  • • سازوکارهای پیاده سازی، انتشار و ارزشیابی.

نمونه ای از یک ساختار ملی بیماری های غیرواگیر برای کنترل و پیشگیری از بیماری های غیرواگیر در شکل 2 ارائه شده است.

شکل2: نمونه ای از یک ساختار ملی بیماری های غیرواگیر

(2) کارگروه/ نیروی کار

کارگروه ها یا نیروهای کار، گروه های فنی ای هستند که برای انجام وظایف خاص مرتبط با طراحی و پیاده سازی سیاست ها، برنامه ها و طرح های تنظیم شده شکل می گیرند. برای مثال، این گروه ها می توانند برای طراحی برنامه ی ملی کنترل سرطان یا تهیه پیش نویس یک برنامه عملیاتی برای کنترل چاقی تشکیل شوند.

(3) کمیته راهبری ملی

کمیته راهبری ملی،با عضویت چندین بخش در آن، به مواردی مانند اهداف بلندمدت، اهداف کوتاه مدت، نقش ها و مسئولیت ها و مشخص کردن تضاد منافع بین اعضا می پردازد. ریاست این کمیته را می تواند یک مقام عالی رتبه ی وزارت بهداشت و یا یک دفتر بالاتر در سطح وزارتی (به عنوان مثال، دفتر نخست وزیر یا معاون نخست وزیر) برعهده داشته باشد. عملکردهای این کمیته عبارتند از:

  • تعیین اهداف بلندمدت و اهداف کوتاه مدت ملی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر؛
  • هدایت فرآیند طراحی سیاست، برنامه ها و طرح ها؛
  • انتخاب استراتژی های ملی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر؛
  • شناسایی نیازهای عملیاتی و دیگر منابع و تعیین اولویت ها؛
  • راهنمایی و تصویب برنامه ها ی کاری کارگروه ها؛
  • اطمینان از مشارکت کامل شرکا و همچنین، حمایت همه جانبه و ارتباطات گسترده؛
  • نظارت بر استفاده ی بهینه از منابع موجود و بسیج منابع برای پیاده سازی برنامه ها و انجام پژوهش ها؛
  • پایش پیشرفت همکاری ها در زمینه ی اهداف بلندمدت تعیین شده (تأثیر و پوشش مداخلات هزینه اثربخش).

در صورت عضویت در کمیته راهبری ملی، مهم است که طیف نقش آفرینان کلیدی ای که در مورد مشکل بیماری های غیرواگیر آگاهی دارند و به آن توجه می کنند را نیز مد نظر داشت. اعضای کمیته می توانند شامل موارد زیر باشند:

  • سایر وزارتخانه های دولتی و نهاد های نظارتی مانند کشاورزی، حمل و نقل، مالی، تجارت و صنعت، عدالت، آموزش، اشتغال، محیط زیست، مسکن و رفاه اجتماعی؛
  • سایر مشاغل، به عنوان مثال، مشاغل حقوقی، کارگران اجتماعی، متخصصان توسعه اجتماعی، اقتصاددانان سلامت، متخصصان رسانه و کارمندان اداری؛
  • مدیران ارائه دهنده ی خدمات سلامت همانند مدیران بیمارستان ها و کلینیک های بخش های دولتی و خصوصی، مسئول غربالگری و ارائه مراقبت های بالینی به افراد مبتلا به بیماری های مزمن؛
  • گروه های حمایتی حامی منافع افراد مبتلا به بیماری های مزمن و یا گروه های جمعیتی محروم؛
  • سازمان های مردم نهاد مانند سازمان های مرتبط با بیماری ها و عوامل خطر؛
  • کارکنان عملیاتی و خط مقدم

(4) کمیته های علمی یا کارشناسی

کمیته های علمی یا کارشناسی معمولاً شامل افرادی از بخش های ارائه خدمت و مؤسسات دانشگاهی هستند که در آن حوزه ی خاص تخصص دارند. عضویت باید متوازن باشد تا متخصصانی با زمینه های پزشکی، علوم اجتماعی و پژوهش و نیز افراد مرتبط با بیماری های غیرواگیر و عوامل تعیین-کننده ی آن ها را شامل شود. این مورد در مثال زیر نشان داده شده است:

نمونه ای از اعضای کمیته علمی/ کارشناسی در برنامه ملی پیشگیری و کنترل دیابت:

  • هماهنگ کننده ی ملی بیماری های غیرواگیر (واحد بیماری های غیرواگیر)
  • کارشناسان بالینی مدیریت دیابت از بیمارستان های آموزشی و درمانی یا بیمارستان ملی
  • دانشمند حوزه علوم اجتماعی
  • پژوهشگر سلامت
  • روانشناس
  • متخصص اطفال از بیمارستان تخصصی
  • پزشک عمومی علاقمند به دیابت
  • نماینده ی مدارس

مؤسسات ملی سلامت عمومی باید نقش های کلیدی را در ارائه ی پشتیبانی فنی و پیاده سازی، پایش و ارزشیابی سیاست ها، برنامه ها و طرح های مربوط به پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر بازی کنند.

3-1 مؤلفه های اصلی یک MAP NCD ملی

مؤلفه های اصلی یک برنامه ی بیماری های غیرواگیر عبارتند از: (1) وضعیت فعلی شامل نتایج حاصل از یک تحلیل وضعیت، موانع و چالش ها؛ (2) چشم انداز، اهداف کوتاه مدت، اهداف میان مدت و اهداف بلندمدت؛ (3) مداخلات هزینه اثربخش وگزینه های سیاستی اولویت بندی شده؛ (4) نهاد های مسئول؛ (5) چارچوب زمانی؛ (6) برون دادها و پیامدهای مورد انتظار؛ (7) برنامه ی اجرایی؛ و (8) پایش و خروجی های مشخص.

3.2 پیش نویس یک NCD MAP ملی

تحلیل وضعیت برای موفقیت فرآیند طراحی MAP NCD اهمیت دارد چرا که ارزیابی ذی نفعان از فرصت ها، منابع، چالش ها و موانع مربوط به بیماری های غیرواگیر و ارتباط و اهمیت مداخلات در دسترس را پایه ریزی می کند. علاوه بر آن، تحلیل وضعیت به عنوان اساس پایش و ارزشیابی نتایج مداخلات پیاده سازی شده یNCD MAP به کار می رود. بنابراین، پیش از فرآیند طراحی یک MAP NCD، کارشناس مسئول باید خلاصه ای از تحلیل وضعیت - از جمله بار بیماری های غیرواگیر، ظرفیت، سیاست های مهم اقتصادی-اجتماعی و سلامت- که باید برای توصیف پروفایل (نیمرخ) کشور استفاده شود را ارائه دهد. پروفایل کشور باید نقاط ضعف، نقاط قوت و چالش-های موجود در هنگام شدت دادن فعالیت های پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر را نیز شناسایی کند.

ممکن است به تجزیه و تحلیل دقیق تر موارد لازم برای یک طرح خاص از جمله داده های اپیدمیولوژیک و ظرفیت ملی در حوزه ی آن طرح خاص و نیز پذیرش اجتماعی برای مداخلات برنامه ریزی شده نیاز باشد. برای مثال، در یک برنامه ملی کنترل دخانیات، مهم است که شیوع افراد سیگاری کنونی در گروه های مختلف جمعیتی مشخص شود. این موضوع شامل نوع محصول دخانی مورد استفاده، محدودیت های ترویج و تبلیغ آن، قیمت انواع محصولات دخانی، قوانین موجود برای کنترل محصولات دخانی از جمله قرارگرفتن در معرض دود سیگار دیگران و اقدامات ترک، بار بیماری های مرتبط با استفاده از محصولات دخانی و پیشرفت ملی به سوی اجرای چارچوب کنوانسیون ملی سازمان بهداشت جهانی برای کنترل دخانیات (FCTC) است.

این چشم انداز، وضعیت ایده آل برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر و آن چه که یک کشور در نظر دارد برای رسیدن به آن ارائه دهد را توصیف می کند. کارکنان و ذی نفعان باید در طراحی بیانیه ی چشم انداز شرکت کنند. این امر، یک حس مشترک از مالکیت و توافق را به همراه دارد.

چشم انداز

چشم انداز، یک تصویر هدایت کننده ی موفقیت است و انتظارات در مورد آن چه که در نهایت برای یک کشور مطلوب است را تعیین می کند. به طور کلی، یک بیانیه ی چشم انداز باید الهام بخش و نشاط آور و در عین حال، کوتاه باشد.

نمونه ای از یک چشم انداز

  • تمامی شهروندان در جوامع حمایتی زندگی می کنند؛ جایی که در آن، سالم و به دور از بیماری های غیرواگیر مزمن و شرایط ناتوان کننده هستند.

اهداف بلندمدت

هدف بلندمدت، یک بیانیه ی کلی از قصد، آرزو یا دستاورد مورد انتظار است. این امر به پیامدهایی اشاره می کند که مطلوب و قابل دستیابی هستند. هدف بلندمدت باید واقع بینانه و عملی باشد و در عین حال، پیامدهای اصلی مورد انتظار برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر را منعکس کند. به عنوان مثال، یک هدف بلندمدت مناسب می تواند بدین صورت بیان شود: «طی 10 سال آینده، میزان مرگ ومیر ناشی از تمامی بیماری های غیرواگیر را تا 2 درصد در سال کاهش دهد».

نمونه هایی از اهداف بلندمدت

  • ارتقای سلامت و رفاه تمامی مردم با کاهش تأثیرات سلامتی، اجتماعی و اقتصادی در اثر بیماری های غیرواگیر؛
  • کاهش میزان بروز و مرگ زودرس ناشی از بیماری های غیرواگیر؛
  • کاهش نابرابری ها در سلامت، از جمله تفاوت هایی که به دلیل وضعیت اجتماعی و اقتصادی، جنسیت، قومیت و محل سکونت رخ می دهد.

اهداف میان مدت ملی بیماری های غیرواگیر

چارچوب پایش جهانی بیماری های غیرواگیر1 که توسط مجمع سلامت جهانی در ماه مه 2013 تصویب شد (به «ابزارها، منابع و پیوندها» مراجعه کنید)، شامل 25 شاخص و 9 هدف داوطلبانه ی جهانی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر تا سال 2025 است. لحاظ کردن شاخص ها و اهداف میان مدت بر پایه ی بررسی های علمی در مورد وضعیت و روند فعلی و ارزیابی انتقادی در مورد عملی بودن آن ها بوده است. انتخاب آن ها بر اساس تعدادی از معیارهای کلیدی صورت گرفت: ارتباط با سلامت عمومی، انطباق با استراتژی های موجود، مداخلات مبتنی بر شواهد و عملی بودن جمع آوری داده ها و دستیابی به اهداف میان مدت. برنامه عملیاتی جهانی سازمان بهداشت جهانی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر 2013-2020 (NCD GAP) (به «ابزارها، منابع و پیوندها» مراجعه کنید)، نقشه ی راه برای دستیابی به این اهداف میان مدت را فراهم می کند.

کشورهای عضو تشویق می شوند که شاخص ها و اهداف میان مدت ملی بیماری های غیرواگیر را براساس چارچوب جهانی طراحی کنند و می توانند این مجموعه ی اصلی را بر اساس مقتضیات خود گسترش دهند تا از تحت پوشش قرار گرفتن اولویت های جغرافیایی و پایش جمعیت های فرعی کلیدی خود اطمینان حاصل کنند. اهداف میان مدت باید قابل دستیابی و بر اساس بار ملی بیماری های غیرواگیر باشند. این اهداف ممکن است بنا به شرایط کشور، کم و بیش بلندپروازانه تر از اهداف میان مدت جهانی باشند. دستیابی به این اهداف میان مدت باید نشانگر پیشرفت عمده ای در کاهش بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر آن ها باشد. این شاخص ها باید قابل اندازه گیری و دارای سازوکارهای عملی پایش باشند. انتخاب باید بر پایه ی مداخلات مبتنی بر شواهدی انجام شود که پیاده سازی را عملی می داند. وب سایت سازمان بهداشت جهانی، راهنمایی و شیوه های بیشتری را برای تعیین شاخص ها و اهداف میان مدت ملی بیماری های غیرواگیر ارائه می دهد:

اهداف کوتاه مدت

اهداف کوتاه مدت، نتایج قابل اندازه گیری مشخص و در راستای هدف بلندمدت هستند که طی یک دوره ی زمانی مشخص به دست می آیند. اهداف کوتاه مدت، وسیله ای هستند که هدف بلندمدت (نتیجه ی نهایی مجموعه ای از اقدامات یا فعالیت ها) توسط آن ها حاصل می شود. اغلب، به چندین هدف کوتاه مدت برای دستیابی به هدف بلندمدت نیاز است.

نمونه هایی از اهداف کوتاه مدت

  • گنجاندن مقوله ی پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر در دستور کار توسعه ملی و استراتژی کاهش فقر.
  • بسیج منابع مالی، انسانی و فنی برای افزایش و حفظ جامعه، ظرفیت نهادی و مدنی برای رسیدگی به عوامل تعیین کننده ی سلامت.
  • • تأمین عدالت اجتماعی و جنسیتی در تمامی سطوح حاکمیتی و در تمامی بخش های جامعه.
  • • حمایت از افزایش دانش و محیط های حمایتی به منظور تقویت انسجام جامعه و ایجاد ظرفیت اجتماعی.
  • • ایجاد و حفظ مشارکت ها، سیستم ها و رهبری مورد نیاز برای دستیابی به این اهداف بلندمدت.

(1)مقدمه

تعیین اولویت مداخلات بیماری های غیرواگیر، برای به حداکثر رساندن تأثیراتی است که در آن، بودجه های حوزه ی سلامت محدود هستند و هزینه ی هر مداخله، غیرقابل پیش بینی است. اولویت بندی، اجازه ی استفاده از منابع موجود (بودجه ی سلامت، نیروی کار، زمان، تجهیزات و زیرساخت ها) را برای مداخلاتی می دهد که احتمال بیشتری برای رسیدن به اهداف میان مدت بیماری های غیرواگیر دارند و مهم ترین مشکلات و نیازها را مرتفع می کند.

این ابزار، یک روش ساده و گام به گام برای اولویت بندی مداخلات بیماری های غیرواگیر ارائه می دهد. باید توجه داشت که از منظر این ابزار، واژه ی«مداخله» شامل تمامی استراتژی ها، سیاست ها و طرح هایی است که سلامت روانی و جسمی را ارتقا می دهد یا اصلاح یا ممانعت از مواردی است که موجب به خطر افتادن سلامت افراد و جوامع می شوند.

باید تأکید شود که رویکرد پیشنهادشده در این ابزار، دستوری نیست و ممکن است بسته به نیازهای خاص یک گروه ذی نفع یا کشور عضو متناسب سازی شود.

(2) فرآیند اولویت بندی گزینه ها و مداخلات سیاستی

فرآیند اولویت بندی با مرور کلی یافته های تحلیل وضعیت مربوط به هر هدف کوتاه مدت و مداخلات مورد پیشنهاد برای اطلاع رسانی به ذی نفعان شروع می شود. تمامی ذی نفعان باید در مورد رویکردها، روش ها و معیارهای اساسی برای تعیین اولویت ها در حوزه های مورد نظر موافقت کنند. سپس، باید از روش های چند رأی گیری و امتیازدهی برای محدود کردن و رتبه بندی مداخلات استفاده شود. در نهایت، پیامد فرآیند اولویت بندی، یک فهرست رتبه بندی شده از مداخلات خواهد بود که مورد موافقت ذی نفعان آن است و بیشترین تناسب را برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت مربوطه دارد.

شکل3: فرآیند اولویت بندی گزینه ها و مداخلات سیاستی

(i) ارائه ی فهرستی از گزینه های سیاستی و مداخلات هزینه اثربخش

بخش مهمی از طراحی برنامه عملیاتی را شناسایی گزینه های سیاستی، مداخلات مؤثر و هزینه اثربخش متناسب با وضعیت محلی تشکیل می دهد.

بر اساس تحلیل وضعیت باید فهرستی از گزینه ها و مداخلات سیاستی بالقوه برای دستیابی به اهداف میان مدت و اهداف کوتاه مدت مربوطه به منظور اولویت بندی تهیه شود. برای اطمینان از این که گزینه ها و مداخلات سیاستی اولویت بندی شده ی مورد پیشنهاد از جامعیت لازم برای دستیابی به اهداف میان مدت بیماری های غیرواگیر برخوردار هستند؛ توصیه می شود که شامل اقدامات خاص و مداخلات مبتنی بر سیاست برای حمایت از آن ها باشند. این گزینه ها باید سطح قابل توجهی از جمعیت (برای مثال، سیاست ها، مقررات، دستورالعمل ها)، جامعه (به عنوان مثال، برنامه های مبتنی بر موقعیت، بازاریابی اجتماعی، آموزش) و افراد (برای مثال، خدمات سلامت و مداخلات پزشکی) را تحت پوشش قرار دهند تا اهداف میان مدت بیماری های غیرواگیر حاصل شود.

مداخلات در سطح جمعیت. تعدادی از مداخلات برای پیشگیری از بیماری های غیرواگیر در سطح جمعیت، بسیار هزینه اثربخش، کم هزینه، قابل اجرا و از لحاظ فرهنگی، قابل قبول هستند. دیگر مداخلات جمعیتی، هزینه اثربخش و کم هزینه اند و برخی دیگر، دارای شواهد قوی هستند؛ هرچند که در حال حاضر، پژوهشی در مورد هزینه اثربخشی آن ها انجام نشده باشد.

مداخلات مرتبط با ارائه ی خدمات سلامت در سطح فردی. این مداخلات برای افرادی انجم می شود که یا از قبل، مبتلا به بیماری های غیرواگیر بوده اند و یا در معرض خطر بالای ابتلا به آن ها قرار دارند. شواهد نشان می دهد که چنین مداخلاتی می توانند بسیار مؤثر باشند و معمولاً هزینه اثربخش و کم هزینه هستند. به عنوان مثال، افراد پرخطر و افرادی که بیماری قلبی-عروقی ثابت شده دارند؛ می توانند با داروهای ژنریک کم هزینه ای درمان شوند که به طور قابل توجهی، احتمال مرگ یا عوارض عروقی ناشی از آن ها را کاهش می دهد.

در صورت تلفیق، مداخلات جمعیتی و فردی می توانند جان میلیون ها انسان را نجات و به طور چشمگیری، رنج افراد در اثر بیماری های غیرواگیر را کاهش دهند. گزارش وضعیت جهانی سازمان بهداشت جهانی در مورد بیماری های غیرواگیر در سال 2014، مداخلات موجود را مورد بررسی قرار داده و برخی از «بهترین شواهد موجود» را مشخص کرده است (به باکس 1 مراجعه کنید). این مداخلات، تأثیر زیادی دارند و بسیار هزینه اثربخش هستند. اجرای آن ها ارزان قیمت، عملی و از نظر فرهنگی، قابل قبول است (حتی در شرایطی که محدودیت منابع وجود دارد).

باکس1: «بهترین شواهد موجود» سازمان بهداشت جهانی

محصولات دخانی
  • قابلیت فراهمی محصولات دخانی را با افزایش مالیات های غیرمستقیم بر این محصولات کاهش دهید.
  • طبق قانون، در تمامی محیط های کاری سرپوشیده، مکان های عمومی و وسایل حمل و نقل عمومی، محیط های کاری کاملاً عاری از دخانیات ایجاد کنید.
  • از طریق هشدارهای سلامتی و بسیج های رسانه های جمعی، مردم را از خطرات محصولات دخانی و دود آن ها مطلع سازید.
  • تمامی اشکال تبلیغات، ترویج و حمایت مالی از محصولات دخانی را ممنوع کنید.
مصرف زیان بار الکل
  • روش دسترسی تجاری و عمومی به الکل را تنظیم کنید.
  • تبلیغ و ترویج مصرف الکل را محدود یا ممنوع کنید.
  • از سیاست های قیمت گذاری همانند افزایش مالیات غیرمستقیم بر نوشیدنی های الکلی استفاده کنید.
رژیم غذایی و فعالیت بدنی
  • مصرف نمک را کاهش دهید.
  • چربی های ترانس را با چربی های غیراشباع جایگزین کنید
  • برنامه های آگاه سازی عمومی در مورد رژیم غذایی و فعالیت بدنی را برگزار کنید.
  • تغذیه با شیر مادر را ترویج دهید و از آن حمایت کنید
بیماری های قلبی-عروقی و دیابت
  • از درمان دارویی (از جمله، کنترل قند خون برای دیابت و کنترل فشار خون بالا با استفاده از یک رویکرد خطر کلی) و مشاوره با افرادی که حمله قلبی یا سکته مغزی داشته اند و افراد با خطر بالای (بیشتر یا مساوی 30 درصد) وقایع قلبی-عروقی کشنده و غیرکشنده در 10 سال آینده استفاده کنید.
  • برای انفارکتوس حاد میوکارد، اسید استیل سالیسیلیک (آسپیرین) تجویز کنید.
سرطان
  • از سرطان کبد از طریق ایمن سازی هپاتیت B پیشگیری کنید.
  • از سرطان دهانه رحم از طریق غربالگری (بررسی چشمی با اسید استیک [VIA] در ارتباط با درمان به موقع ضایعات پیش-سرطانی) پیشگیری کنید.

فهرست بیشتری از توصیه های سیاستی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر، از جمله «بهترین شواهد موجود» و «شواهد مناسب»، در پیوست 3 برنامه عملیاتی جهانی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر درج شده است (به بخش منابع مراجعه کنید) .

ممکن است اهداف و بیانیه های کلان موجب انحراف فرآیند اولویت بندی و طراحی برنامه های عملیاتی شوند چون نمی توانند جنبه های عملی فعالیت ها برای دستیابی به این بیانیه ها را مشخص کنند؛ به عنوان مثال، اگرچه مداخله ی «کاهش فعالیت بدنی»، یک مسئله ی سلامتی را برجسته می کند اما در ارائه ی راهنمایی های مشخص شکست می خورد؛ بنابراین، امتیازدهی به اثربخشی و عملی بودن آن مشکل است. نمونه هایی از مداخلات با راهنمایی های مشخص در زیر درج شده است:

  • «تصویب و اجرای دستورالعمل های ملی در مورد فعالیت بدنی برای سلامت»؛ «ایجاد و حفظ محیط های انسان-ساخته و طبیعی که از فعالیت های بدنی در موقعیت های کلیدی حمایت می کنند و تمرکز ویژه ی آن ها بر ارائه ی زیرساخت های حمایتی از حمل و نقل فعال (یعنی پیاده روی و دوچرخه سواری)، تفریح و بازی و شرکت در ورزش ها است.»
  • «آموزش به متخصصان مراقبت های بهداشتی اولیه برای تشویق انجام ورزش و فعالیت بدنی»

اطمینان از این که مداخلات خاص و جامعی که عوامل تعیین کننده ی سلامت جمعیت، جامعه و فرد را مد نظر قرار می دهد؛ در این مرحله گنجانده شده است تا از موفقیت فرآیند اولویت بندی و برنامه عملیاتی منتج از آن اطمینان حاصل شود. کارشناس مسئول باید اطمینان دهد که پیش از فرآیند اولویت بندی، مداخلات خاص و قابل اجرا مشخص شده است.

هنگام تصمیم گیری در مورد مداخلات باید سه عامل اصلی مورد توجه قرار گیرند:

  1. آیا مداخلات موجود، از قبل، در حال اجرا بوده اند؟
  2. در صورت وجود مداخلات فعالی که اهداف میان مدت سلامت را مد نظر قرار داده اند؛ مهم است که این مداخلات را در منوی مداخلات و گزینه های سیاستی قرار دهید تا بتوانند در فرآیند اولویت بندی نیز وارد شوند و به طور مستمر مورد حمایت قرار گیرند.

  3. آیا تمام ذی نفعان شرکت کننده در فرآیند اولویت بندی، مداخلات پیشنهادی را درک می کنند؟
  4. به عنوان مثال، آیا همه درک می کنند که مداخله ی «اجرای سیاست های اثربخش و اقدامات مقابله ای با نوشیدن مواد الکلی، چه چیزی را شامل می شود؟ اگر درک می کنند؛ پس ممکن است مداخله با فعالیت های مستقیم عملی (مانند کاهش میزان قانونی مجاز الکل خون، افزایش جریمه برای رانندگی در حال مستی و غیره) ضروری نباشد. با این حال، در صورتی که درک نکنند باید این گونه فعالیت ها انجام شوند تا بعداً به عملی بودن و اثربخشی آن ها امتیازدهی شود.

    برای شناسایی فعالیت های مستقیم عملی، کشورهای عضو می توانند به استراتژی ها و راهنمایی های منطقه ای و جهانی سازمان بهداشت جهانی مراجعه کنند. همچنین، توصیه می شود با کارشناسان آن موضوع شاغل در وزارت بهداشت و سازمان های تخصصی آن حوزه کار شود تا بتوان از خروجی های آن ها در مورد مداخلات مناسب استفاده کرد.

    • پیوست 1: نمونه ای از مداخلاتی که ممکن است لازم باشد با انجام اقدامات خاص در هدف کوتاه مدت سوم NCD GAP مشخص شود.

  5. آیا مداخلات می توانند به طور مستقل اجرا شوند یا باید تحت عنوان یک بسته اجرا شوند؟
  6. به عنوان مثال، آیا می توان مداخله ی «افزایش مصرف میوه ها و سبزیجات» را به طور همزمان اجرا کرد؟ یا آیا می توان مصرف میوه ها و مصرف سبزیجات را به صورت جداگانه، طی یک رویکرد تناوبی بررسی کرد و باز هم بر مصرف کلی میوه و سبزی جمعیت، تأثیر مثبت داشت؟

    در حالت اول، توصیه می شود که مداخلات خاص به عنوان بخشی از برنامه عملیاتی در نظر گرفته شود. در حالت دوم، توصیه می شود که پیش از اولویت بندی، اقدامات خاصی به منظور امتیازدهی به عملی بودن و اثربخشی آن ها انجام شود.

تمامی مداخلات پیشنهادشده برای دستیابی به اهداف میان مدت بیماری های غیرواگیر باید تا حد ممکن، خاص باشد و موارد زیر را لحاظ کنند:

  1. پاسخ مناسب نسبت به تحلیل وضعیت؛
  2. اندازه ی اثر اثبات شده و قابل اندازه گيري ای که شواهد آن حداقل در يک مطالعه منتشر شده باشد؛
  3. پیوند واضح با پیامد که به وسیله ی چشم انداز و اهداف بلندمدت تشریح شده باشد؛ و
  4. پیوند واضح با اهداف میان مدت ملی بیماری های غیرواگیر.

پس از طی گام های (i)، (ii) و (iii) و فهرست مداخلاتی مناسب با معیارهای بالا، باید برای فرآیند اولویت بندی، فهرست کامل گزینه های سیاسی بالقوه و مداخلات هزینه ای نهایی شوند.

(ii) انتخاب روش ها و رویکردهای تنظیم اولویت ها

یک رویکرد مشارکتی برای اولویت بندی توصیه می شود که طی آن، تمامی ذی نفعان مربوطه در کارگاه های آموزشی، بحث های گروهی یا فوروم های آنلاین گرد هم می آیند.

کارگاه های آموزشی

کارگاه های آموزشی می توانند با گردهم آوردن تمامی ذی نفعان مربوطه در یک فضای جمعی اجرا شوند. شرایط کارگاه، امکان به اشتراک گذاری جامع اطلاعات را فراهم می آورد؛ ایجاد شفافیت می کند؛ انعطاف پذیری را میسر می کند و به ذی نفعان اجازه می دهد که ایده ها و نگرانی های خود را برای بالا بردن اجماع نظرات بیان کنند.

نمونه ای از ساختار یک کارگاه:

شرایط کارگاهی که دارای تمرکز صرف روی مداخلات و گزینه های سیاستی است؛ در پیوست سوم NCD GAP درج شده است:

  • توصیه می شود که شش کارگاه آموزشی (یک روز برای هر یک از اهداف کوتاه مدت 3 و 4، نصف روز برای 4 هدف کوتاه مدت دیگر) در کوتاه ترین زمان ممکن (به طور مطلوب، طی 1-2 ماه) اجرا شوند.
  • پس از آخرین شش کارگاه آموزشی اولویت بندی برای هر هدف کوتاه مدت، باید به سرعت، یک کارگاه تکمیلی به منظور تلفیق پیامدها انجام شود (به طور مطلوب، طی چهار هفته). سپس، تأثیر اجتماعی مداخلات، مورد بررسی قرار می گیرند (ارزیابی سریع تأثیر) و لیست نهایی مداخلات با اولویت بالا تعیین می شوند. فهرست نهایی به عنوان پایه و اساس توسعه یک سیاست و برنامه عملیاتی ملی بیماری-های غیرواگیر به کار گرفته می شود.
تکنیک گروه اسمی

تکنیک گروه اسمی به طور گسترده ای به عنوان سازوکاری برای اولویت بندی مشکلات سلامت در حوزه ی سلامت عمومی استفاده شده است که این کار از طریق ورودی های گروه